دفتر شعر
۳۷۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۷۳
دلم از دیده خون چکیده ی تست
شمارهٔ ۷۴
دو زلف افعی ضحاک و چهره جام جمست
شمارهٔ ۷۵
امام شهر بمحراب می رود سرمست
شمارهٔ ۷۶
و آنرا که در نیاز نبینی نماز نیست
شمارهٔ ۷۷
چون بمعنی بنگری جان و دلست
شمارهٔ ۷۸
لبش با آتش اندر عین آبست
شمارهٔ ۷۹
رقم از غاله بر گل زده کاین خطّ غبارست
شمارهٔ ۸۰
آتش روی تو در عین لطافت آبیست
شمارهٔ ۸۱
دمیده سنبلت از برگ نسترن چه خوشست
شمارهٔ ۸۲
ز آتش روی تو آب گل سوری رفتهست
شمارهٔ ۸۳
وزدست تو رفته عقل و دین از دست
شمارهٔ ۸۴
ز حسرت در چمن گل پژمریدست
شمارهٔ ۸۵
جان من با گره زلف تو در عهد الست
شمارهٔ ۸۶
طوطی خوش نغمه را از شکرستان چاره نیست
شمارهٔ ۸۷
لب شکر شکنش گوهر بدخشانیست
شمارهٔ ۸۸
کار هیچ آزاده ئی زین آسیا بر گرد نیست
شمارهٔ ۸۹
ولی اشکم چو یاقوت روانست
شمارهٔ ۹۰
که پنداری که خونشان در میانست
شمارهٔ ۹۱
گفتا که پری را چکنم رسم چنانست
شمارهٔ ۹۲
اینهم از طالع شوریده ی ماست
شمارهٔ ۹۳
صبا نسیم سر زلف آن نگار گرفت
شمارهٔ ۹۴
که دردی که از دوست باشد دواست
شمارهٔ ۹۵
یا ماه شب چارده بر روی زمینست
شمارهٔ ۹۶
بر سمنت مشگ سیه بیختست