دفتر شعر
۳۷۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۲۱
باختیار هلاک خود اختیار کند
شمارهٔ ۱۲۲
بر عروسان بوستان خندید
شمارهٔ ۱۲۳
کی رود از یادم آن کِش من نمیآیم به یاد
شمارهٔ ۱۲۴
واندل نبُود کز غم دلدار بنالد
شمارهٔ ۱۲۵
که مبتلا بُود آنکس که مبتلای تو نبود
شمارهٔ ۱۲۶
مرغان این چمن را باید که پر نباشد
شمارهٔ ۱۲۷
مژده ی آمدن آن صنم چین دادند
شمارهٔ ۱۲۸
بشکر خنده عقیقت شکر ناب شود
شمارهٔ ۱۲۹
بجز از ورزش عشق تو مرا کار نبود
شمارهٔ ۱۳۰
عذارت آتش و زلف سیه دود
شمارهٔ ۱۳۱
از مشگ سوده سلسله بر نسترن زند
شمارهٔ ۱۳۲
هزار عاشق دلخسته را بجان آرد
شمارهٔ ۱۳۳
چه آگه از من شوریده حال مسکینند
شمارهٔ ۱۳۴
کجا پند خردمندان نیوشند
شمارهٔ ۱۳۵
کاسرار می عشق تو هشیار نداند
شمارهٔ ۱۳۶
همای سپهر استخوانی نیرزد
شمارهٔ ۱۳۷
چون سخن گفت ز درج گهرم یاد آمد
شمارهٔ ۱۳۸
یا مه خلخ بلب بام بر آمد
شمارهٔ ۱۳۹
جز سایه کسی همره و همراز نیاید
شمارهٔ ۱۴۰
لب لعلش مدد جان نکند چون نکند
شمارهٔ ۱۴۱
تن خاکی طلب جان چه کند گر نکند
شمارهٔ ۱۴۲
صد عاشق دلسوخته در بحر غم افتد
شمارهٔ ۱۴۳
هر دم لب شیرینش شوری دگر انگیزد
شمارهٔ ۱۴۴
که مجلس با وجود او بهشت جاودانی بود