دفتر شعر
۷۸ شعر در این دفتر
چو آن در پس ستر عصمت مقیمشنید آنچه بشنید از هر حکیم
پی راحت جان آگاه خویشمهیا کند توشه راه خویش
چو سرچشمه فیض اسکندریکزو بود همچون صدف گوهری
رباطیست گیتی دو در ساختهپی رهروان رهگذر ساخته
سراسیمه ای خانه در بلخ داشتکه بر مردگان گریه تلخ داشت
بیا جامی ای عمرها برده رنجز خاطر برون داده این پنج گنج