دفتر شعر
۷۶ شعر در این دفتر
گفتم به بت ساده: که ای ترک خجندیای هر خم زلف تو مرا بند و کمندی
شنیدم کز وفایی لطف کردی یاد فرمودیز شاهی کم مبادت بنده ای را شاد فرمودی
ای به مصر سودایت صد عزیز قربانیرحم کن به یاد آور حال پیر کنعانی
دریغ عهد گل و عاشقی و روز جوانیکه شد به بازی و غافل ز تند باد خزانی