دفتر شعر
۵۴ شعر در این دفتر
عاشقم بر نجیبک مندهآن اجل غمزه امل خنده
من یکی شاعرم نه سامانینز نژاد ملوک ساسانی
تا ز طبیعی غر سیاه قوامیچند کنی زین سپید کاری و خامی
عطا گرفتی و شکر و ثنا نگستردیکسی چنین کند ای قلتبان که تو کردی
ای دیو بوالمظفر چون دزد بغنوییکشب بنخشب اندر پی فتنه نغنوی
من آن کسم که چو کردم به هجو گفتن رایهزار مُنجیک از پیش من کم آرد پای