دفتر شعر
۷۲۴ شعر در این دفتر
تا ترک علایق و عوایق نکنییک سجدهٔ شایستهٔ لایق نکنی
یا رب در خلق تکیهگاهم نکنیمحتاج گدا و پادشاهم نکنی
گر در یمنی چو با منی پیش منیگر پیش منی چو بی منی در یمنی
از سادگی و سلیمی و مسکینیوز سرکشی و تکبّر و خودبینی
باز آی که تا صدق نیازم بینیبیداری شبهای درازم بینی
ای دل اگر آن عارض دلجو بینیذرات جهان را همه نیکو بینی
ای در خم چوگان تو سرها شده گویبیرون نه ز فرمان تو دل یک سر موی
هان مردان هان و هان جوانمردان هویمردی کنی و نگاه داری سر کوی
در کوی تو میدهند جانی به جویجانی چه بوَد؟ که کاروانی به جوی
تحقیق معانی ز عبارات مجویبی رفع قیود و اعتبارات مجوی
در ظلمت حیرت ار گرفتار شویخواهی که ز خواب جهل بیدار شوی
در مدرسه گرچه دانشاندوز شویوز گرمی بحث مجلسافروز شوی
گر صید عدم شوی ز خود رسته شویور در صفت خویش روی بسته شوی
از هستی خویش تا پشیمان نشویسر حلقهٔ عارفان و مستان نشوی
آمد بر من قاصد آن سرو سهیآورد بهی تا نبود دست تهی
تا تو هوس خدای از سر ننهیدر هر دو جهان نباشدت روی بهی
دنیا راهی بهشت منزلگاهیاین هر دو به نزد اهل معنی کاهی
ای دلبرِ عیسینفسِ ترسایی!خواهم که به پیش بنده بیترس آیی
پاکی و منزهی و بی همتاییکس را نرسد ملک بدین زیبایی
گفتم که کرایی تو بدین زیباییگفتا خود را که من خودم یکتایی
بردارم دل گر از جهان فرماییفرمان برم ار سود و زیان فرمایی
آنجا که ببایی نه پدیدی گوییآنجا که نبایی از زمین بر رویی
آیینه صفت به دست او نیکوییزین سوی نمودهای ولی زان سویی
ای آنکه بر آرنده حاجات توییهم کافل و کافی مهمات تویی