دفتر شعر
۵۷ شعر در این دفتر
مهر است مرا بر لب پیش لب قند تونارم بلب آن مطلب کان نیست پسند تو
دلی که میکشد او را کمند گیسوییکجاست راه که یابد رهائی از سوئی
این کمر جانا که تنگ از بهر نیرو بستهایدست هیچ اندیشه نگشاید که نیکو بستهای
امروز نیامد به من از دوست بریدیناورد از آن لعل دلاویز نویدی
در طواف حرمم گفت بگوش آگاهیحلقه میکده را هم به ادب زن گاهی
برده عقل و هوش از من دلبری قدح نوشینازنین گلندامی یاسمین بناگوشی
تو اگر کناره از ما ز ره مجاز کردیبرصا کشیم نازت چو تو خوبه ناز کردی
گر عناصر سرگران کردند با من نوبتیترک تن گویم کز ایشانم نباشد منتی
در انجمن به خرام آمدی و رو بستیسخن به پرده سرودی و لب فرو بستی