دفتر شعر
۷۸ شعر در این دفتر
شیخ نوری گفت روزی با جنیدحرب من سخت است بِرهانم ز قید
کرد عزم حج مریدی از شقیقگفت شیخش رو به بسطام از طریق
این سخن بیرون ز وهم است ای پناهتاخت عبدﷲ سوی قتلگاه
شیخ درویشان جنید ممتحنروزی از توحید می گفتا سخن
شیخ عالم، قطب معنی، بحر دیدقبله اهل حقیقت بایزید
این همه گفتیم حرف از هر مقاملیک حرف شبلی است آخر کلام