دفتر شعر
۱۱۱ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
قُدُّوسی تو، مقدّس از ادراکی
شمارهٔ ۲
جان تن زد و با عجز به هم خانه گرفت
شمارهٔ ۳
وی هفت سپهر، پرده دارِ درِ تو
شمارهٔ ۴
کز وصفِ تو هر چه گفته آمد، سَخُن است
شمارهٔ ۵
دل خون شد و قدرِ خاکِ کویت نشناخت
شمارهٔ ۶
جان باز رهد کز تو نجاتی طلبد
شمارهٔ ۷
در وصفِ تو، عجز،برترین پایهٔ اوست
شمارهٔ ۸
نه لایق سوز دل هر بی نمکی است
شمارهٔ ۹
و ادراکِ ضمیرِ جان بینا نرسد
شمارهٔ ۱۰
وز شوق تو سرگشته، چو سیماب، شده
شمارهٔ ۱۱
از تو، به امید یک نظر میگردد
شمارهٔ ۱۲
چون شش روزهست، لطف تو، دایهٔ اوست
شمارهٔ ۱۳
سر رشتهٔ خوددر دوجهان یابد باز
شمارهٔ ۱۴
بر حاشیهٔ مائدهٔ نعمت تست
شمارهٔ ۱۵
هم گنج طلسم پردهٔ دوجْهانی
شمارهٔ ۱۶
نه فکر به غایت جمال تو رسد
شمارهٔ ۱۷
نه جان به سراچهٔ جلال تو رسد
شمارهٔ ۱۸
پیک نظر و عقل مُجاهِز نرسد
شمارهٔ ۱۹
نه نیز موافقست خیری که بود
شمارهٔ ۲۰
یک ذرّه به سایه در نباشد چه بود
شمارهٔ ۲۱
جز روی تو در همه جهان روئی نه
شمارهٔ ۲۲
مستغرق آن حضرت بی چون تو نیست
شمارهٔ ۲۳
در قرب تو هفت آسمان یک سرِ موی
شمارهٔ ۲۴
یک قطره به گرد هفت دریا نرسد