دفتر شعر
۱۱۱ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۹۷
دل را شب و روز ماتم یاران هست
شمارهٔ ۹۸
به زانکه به نفس خویشتن مانم باز
شمارهٔ ۹۹
در وادی جست و جوی تو آواره
شمارهٔ ۱۰۰
دل دیده براه، جز برای تو نداشت
شمارهٔ ۱۰۱
هم شوق توام زندگی جان بودست
شمارهٔ ۱۰۲
ره بیرون ده زین تن گلخن صفتم
شمارهٔ ۱۰۳
تا کی نوشم شربت غمخوارگیم
شمارهٔ ۱۰۴
هر جا که سیاهیییست زان من و تست
شمارهٔ ۱۰۵
کو جان که عقوبتِ شمارِ تو کشد
شمارهٔ ۱۰۶
جز با ایمان به مرگ جانم نبری
شمارهٔ ۱۰۷
سرگشته و افتاده ز ره میآیم
شمارهٔ ۱۰۸
و او نیز ز من به هیچ خشنود نبود
شمارهٔ ۱۰۹
چون مینشود کام و زبانها ز تو پُر
شمارهٔ ۱۱۰
تا تو ندهی توبه، نیم بر کاری
شمارهٔ ۱۱۱
نه مبتدی ونه منتهی میمیرم