دفتر شعر
۶۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
در دایرهٔ خویش پرستی آئی
شمارهٔ ۲۶
در کعبهٔ جان محرم این درد شوی
شمارهٔ ۲۷
پرواز ورای آسمان باید کرد
شمارهٔ ۲۸
هستیت ز سرمایهٔ انکار بود
شمارهٔ ۲۹
یا ملکِ جهان مسلّم انگار همه
شمارهٔ ۳۰
در دام مرو که کیسه کش خواهد بود
شمارهٔ ۳۱
ره توشه درو خون جگر باید کرد
شمارهٔ ۳۲
دشوار به دست آید وآسان نرسد
شمارهٔ ۳۳
در بند رضای نفس بد کیش مباش
شمارهٔ ۳۴
خاموشی جوی و در سخن، هیچ مباش
شمارهٔ ۳۵
خود را به تکلّف سر غوغا نکنی
شمارهٔ ۳۶
ور بیهمهای بیهمه گردن کش باش
شمارهٔ ۳۷
از آتش او هنوز دردی بینی
شمارهٔ ۳۸
از ننگ منی ز خاک کمتر آئی
شمارهٔ ۳۹
گاه از سخن چو شکر آئی زنده
شمارهٔ ۴۰
تا کی باشی به زندگانی زنده
شمارهٔ ۴۱
نیک و بد و شادی و غمت میماند
شمارهٔ ۴۲
وانگه به درونِ جان سفر باید کرد
شمارهٔ ۴۳
جان را طمع وصال تو افسانهست
شمارهٔ ۴۴
وز دیده و دل آتش و خون بنهادیم
شمارهٔ ۴۵
چون شمع بسی سوز و گداز آوردیم
شمارهٔ ۴۶
بر قُبّهٔ افلاک علم آوردیم
شمارهٔ ۴۷
بر قبهٔ افلاک علم آوردیم
شمارهٔ ۴۸
خود را به وجود ذرّهای غرّه کنیم