دفتر شعر
۶۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۹
هر دم ز تو دردی دگرم افزون شد
شمارهٔ ۵۰
هم پرده دریده گشت و هم توبه شکست
شمارهٔ ۵۱
وز هر موئی نوحهگری خواهم کرد
شمارهٔ ۵۲
کاریست که کار قادر و عاجز نیست
شمارهٔ ۵۳
چون سایه به آفتاب در خواهم شد
شمارهٔ ۵۴
تا نیست شدم بیارمیدم آخر
شمارهٔ ۵۵
وز گریهٔ خونین جگر من برسید
شمارهٔ ۵۶
از آتش شوقی که چنان نتوان شد
شمارهٔ ۵۷
تا من سر و پای گم کنم چون گوئی
شمارهٔ ۵۸
گفتا:به بقائیت رسانم که مپرس
شمارهٔ ۵۹
وندر پس پرده غرق جودی دگرم
شمارهٔ ۶۰
وانگاه فنای مطلقم نام کنید
شمارهٔ ۶۱
بینام ونشان بماندم در تک و تاز
شمارهٔ ۶۲
برخیزم و بی هر دو جهان بنشینم
شمارهٔ ۶۳
تا من ز وجود با عدم پردازم
شمارهٔ ۶۴
بیآنچه منم آنچه منم میباید
شمارهٔ ۶۵
زیرا که فنا عین بقا خواهد بود