دفتر شعر
۴۷ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
مستغرق او، ز پای تا فرق شدند
شمارهٔ ۲
کار من دل سوخته اشک است و نیاز
شمارهٔ ۳
از غیرت خلق گوهر راز نسفت
شمارهٔ ۴
دریا دریا ز دیده بیرون گردد
شمارهٔ ۵
روزی نه که آب روی من پاک نریخت
شمارهٔ ۶
چون شرح توان داد که حالم چونست
شمارهٔ ۷
سبحان اللّه چگونه خوش زیستمی
شمارهٔ ۸
ور دل گویم رای صوابش بنماند
شمارهٔ ۹
گر کم ریزد ز ابر افزون ریزد
شمارهٔ ۱۰
کز چشمهٔ چشم لؤلؤ لالا خاست
شمارهٔ ۱۱
از دیدهٔ خویش تازه رویم باری
شمارهٔ ۱۲
بویی ز دل خراب میباید برد
شمارهٔ ۱۳
خون گشت و نیافت، روزگاری میجست
شمارهٔ ۱۴
ور دل بردی ز غم کنون نتوان برد
شمارهٔ ۱۵
در کشتن خود دست به خنجر میبر
شمارهٔ ۱۶
در وادی عشق راهبر خواهد خاست
شمارهٔ ۱۷
صد چندانم ز چشم چون جیحون هست
شمارهٔ ۱۸
گر هم نفسی بود نکو گریم من
شمارهٔ ۱۹
از دیده خراب شد که طوفان اینست
شمارهٔ ۲۰
وز شور لبت تلخی مل میبشود
شمارهٔ ۲۱
سودای توأم بی خور و خواب افکنده
شمارهٔ ۲۲
بالای سرم گذشت صد بالا اشک
شمارهٔ ۲۳
تن در دادم به دردمندی بسیار
شمارهٔ ۲۴
با جان چکنم گر نکنم در سر تو