دفتر شعر
۴۷ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
خار مژهٔ تو برده خوابِ دیده
شمارهٔ ۲۶
خون در دل و چشم ممتحن میافتد
شمارهٔ ۲۷
جان بستهٔ بندِ انتظار آمده گیر
شمارهٔ ۲۸
وز بس خواری چو خاک در کویم داشت
شمارهٔ ۲۹
و آرام و قرار دلِ پرتابم شد
شمارهٔ ۳۰
سوز دل وآه آتشین باید داشت
شمارهٔ ۳۱
وز سر ننشست این هوس چشمم را
شمارهٔ ۳۲
از گریهٔ من مردم چشمم بنزیست
شمارهٔ ۳۳
و اندر طلب خودم به هر سوی افکند
شمارهٔ ۳۴
هر روز ز نو مرا غمی افزون دید
شمارهٔ ۳۵
بر گلگونش نشسته پیش تو کشم
شمارهٔ ۳۶
از دست تودیده خون فشان میبینم
شمارهٔ ۳۷
وز گوهر اشک هر چه گویی دارم
شمارهٔ ۳۸
میتاخت به تک که تشنهٔ خونم بود
شمارهٔ ۳۹
تا سایهٔ تو نگرددت پیرامن
شمارهٔ ۴۰
وز هر سویم ناله برآید بی تو
شمارهٔ ۴۱
بنگر که چگونه باز شد رشته ز تاب
شمارهٔ ۴۲
چون پیدا شد مینتوان پنهان داشت
شمارهٔ ۴۳
از عشق تو یک لحظه شکیبا بودی
شمارهٔ ۴۴
هردم به مصیبتی دگر میریزم
شمارهٔ ۴۵
جان در سر تو کرد و پشیمانش نبود
شمارهٔ ۴۶
هر روز مرا گریستن افزونست
شمارهٔ ۴۷
در دیدهٔ خون فشان من خواب نماند