دفتر شعر
۴۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
در وادی عشق مرحبایی نشنود
شمارهٔ ۲
پوسید به درد و در دوایی نرسید
شمارهٔ ۳
در هر ورقِ حُسن تو حالی دگر است
شمارهٔ ۴
پختن طمعِ وصل تو جز سودا نه
شمارهٔ ۵
هر حکم که او کرد، چو او کرد نکوست
شمارهٔ ۶
در حلق به جز حلقهٔ اشکال ندید
شمارهٔ ۷
نومید ز خود گاه بُد و گاه نبود
شمارهٔ ۸
خود را ز نظر چو خاک در بفکندیم
شمارهٔ ۹
چون راه سیه گشت سفر چند کنیم
شمارهٔ ۱۰
گفتم که مگر ز هر حسابی رستم
شمارهٔ ۱۱
گفتم که مگر به عقل گشتم هنری
شمارهٔ ۱۲
در حضرت آفتاب حق کم ز یخم
شمارهٔ ۱۳
وز واقعهٔ جان و دلم هیچ آمد
شمارهٔ ۱۴
یک ذرّه ندید از همه عالم سودی
شمارهٔ ۱۵
ور عزم زمین کنم به پایان نرسم
شمارهٔ ۱۶
با این همه غوغا چه توانم کردن
شمارهٔ ۱۷
پنداشت که فتوی دِه اسرار آمد
شمارهٔ ۱۸
عمری تک زد که مقصدش میدان است
شمارهٔ ۱۹
وز استسقا درین بیابان مردم
شمارهٔ ۲۰
ره نیست، چو او به جوهر خویش دَرَست
شمارهٔ ۲۱
گه در نقصان چو ذرّهای جاویدم
شمارهٔ ۲۲
سرگشتگی خواجه و درویش ببین
شمارهٔ ۲۳
یا شیوهٔ عاشقان انبوهش گیر
شمارهٔ ۲۴
جانش به لب آمد و به جانان نرسید