دفتر شعر
۷۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
آشفته و بی قرار، نه نیست، نه هست
شمارهٔ ۲
میمیرم و سیرآب کسم مینکند
شمارهٔ ۳
درمانده نه دنیی و نه دین چکنم
شمارهٔ ۴
سرگشته و روی در بیابان داده
شمارهٔ ۵
جانی است هزاردرد سر داده درو
شمارهٔ ۶
خواهم که کنم حیله و نتوانم ازو
شمارهٔ ۷
ور صاف مرا نیست کجا خواهم دُرد
شمارهٔ ۸
چندانکه طپید بند محکم تر شد
شمارهٔ ۹
نه رنج کش بند توانم بودن
شمارهٔ ۱۰
تا آن ساعت که از غم جان برهیم
شمارهٔ ۱۱
پس روی به بحر دلستان میآرد
شمارهٔ ۱۲
افتادگییی بر سر کوی تو مراست
شمارهٔ ۱۳
از وصلِ تو قدرِ سر مویی جویم
شمارهٔ ۱۴
از پرده برون نشسته بیشت بینم
شمارهٔ ۱۵
وز لعل لبت بسی حمایت دارم
شمارهٔ ۱۶
دورم ز درت خلعتِ درگاهم ده
شمارهٔ ۱۷
زیر قدم تو با زمین همبر شد
شمارهٔ ۱۸
بی سایهٔ تو در گذری نتوان دید
شمارهٔ ۱۹
هم درد محبّتِ تو بی درمان است
شمارهٔ ۲۰
ره توشهٔ تو خون جگر باید برد
شمارهٔ ۲۱
هر دم به تو شوق بیشتر خواهم داشت
شمارهٔ ۲۲
دل را ز توآگاه توانستی کرد
شمارهٔ ۲۳
کو دست که در پای تو آویختمی
شمارهٔ ۲۴
کافر باشم اگر دوا میطلبم