دفتر شعر
۳۱ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
از هر دو دلی دو نیم میبینم من
شمارهٔ ۲
و آخر به میان خاک و خون غرقِ همه
شمارهٔ ۳
کز قرب خودم غرق حیاتی داری
شمارهٔ ۴
گفتا: غم من تمام کی بود ترا
شمارهٔ ۵
زان پیش که هر روز به سر میآیم
شمارهٔ ۶
هر چیز که داشتم نثارت کردم
شمارهٔ ۷
بگزیدمت ازدو کون در محبوبی
شمارهٔ ۸
برخاست چو زیرِ چنگ فریاد از من
شمارهٔ ۹
مخمور خودم کند شرابم ندهد
شمارهٔ ۱۰
پیوسته نشستهام دلی پر دردش
شمارهٔ ۱۱
کار آوردی بدین درشتی ما را
شمارهٔ ۱۲
آری چه کنی نمد چو اطلس باشی
شمارهٔ ۱۳
دلسوخته، جان بر لبم آنجا که منم
شمارهٔ ۱۴
دلها ببری و دیدهها بربائی
شمارهٔ ۱۵
یک روز به جنگ سرفرازی میکن
شمارهٔ ۱۶
نه غمخوری این دل غمخواره کنی
شمارهٔ ۱۷
بر بوی تو در رهی چو موی افتادهست
شمارهٔ ۱۸
تو جان منی چگونه گیرم کم تو
شمارهٔ ۱۹
خود غم بفزودیم به سر باری تو
شمارهٔ ۲۰
هر لحظه به صد گونه بلا میسوزم
شمارهٔ ۲۱
وز صلح من و عتاب من آزادی
شمارهٔ ۲۲
چون خاک رهم میسپری چه تْوان کرد
شمارهٔ ۲۳
دوری ز کم و بیش و کم و بیش تراست
شمارهٔ ۲۴
در ششدره ماندهام چه میبازی تو