دفتر شعر
۶۱ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
نه نیز چو من به روزگاری خیزد
شمارهٔ ۲
از بنده چرا گرفتهای آزاری
شمارهٔ ۳
دور از تو غم مرا کناری نبود
شمارهٔ ۴
وز هر رگ جان به آتش تو راهی
شمارهٔ ۵
در بندگیت به آتشی مانم راست
شمارهٔ ۶
بیصبری پروانه درآموخت مرا
شمارهٔ ۷
ور هیچ گذر کنی به کوی ما کن
شمارهٔ ۸
ور جان ببری روان روا دارم من
شمارهٔ ۹
خونابهٔ اشک بر رخ زرد زدن
شمارهٔ ۱۰
چندیم به پای پیلِ هجر اندازی
شمارهٔ ۱۱
زان است کزین میوه وبالست ترا
شمارهٔ ۱۲
در دل دمِ آتشین ندارم از تو
شمارهٔ ۱۳
وز زلف تو عقل خوشه چین میدانم
شمارهٔ ۱۴
تا کی سوزی ز آتش هجران جگرم
شمارهٔ ۱۵
پنداشت غمت بسر توان آسان برد
شمارهٔ ۱۶
وز دایرهٔ عقل برون میگردم
شمارهٔ ۱۷
گاه از غم تو پردهٔ دل گیرد خون
شمارهٔ ۱۸
به زان که هوای عقل دلگیر کنم
شمارهٔ ۱۹
در پای فتاده مست و شیدای توام
شمارهٔ ۲۰
خشمی که مبادت از سر ناز مگیر
شمارهٔ ۲۱
برگیر قدم به سوی ما یک باری
شمارهٔ ۲۲
جان جز ز تو اعزاز نیابد هرگز
شمارهٔ ۲۳
ور دل گویم به در برون کردهٔ تست
شمارهٔ ۲۴
بس سخت فتادم از سرافرازی تو