دفتر شعر
۶۱ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
تاکی کشیم به تیغ سرگردانی
شمارهٔ ۲۶
نه ماتم آوارهٔ خود خواهی کرد
شمارهٔ ۲۷
در روز همی ستاره جوید از تو
شمارهٔ ۲۸
وز فرقت خود به یک زمانم بمسوز
شمارهٔ ۲۹
لطفی بکن و حجاب بردار آخر
شمارهٔ ۳۰
هر روز به نوعی دگرم میسوزی
شمارهٔ ۳۱
از نیک و بد جهان مرا چشم بدوخت
شمارهٔ ۳۲
وز آتش عشق بندبندم سوزی
شمارهٔ ۳۳
کاندوه تو میخورم بدین تنهایی
شمارهٔ ۳۴
هم مونس خلوت سحرگاهی تو
شمارهٔ ۳۵
آغشته همی شوم ز خون جگرم
شمارهٔ ۳۶
گه غرقهٔ خون جگرم میداری
شمارهٔ ۳۷
گاهی ز در خویشتنم میرانی
شمارهٔ ۳۸
وی کوی تو در بادیهٔ حیرانی
شمارهٔ ۳۹
دست از دو جهان در دل مجنون آری
شمارهٔ ۴۰
گه چون شمعم بسوزی و بگدازی
شمارهٔ ۴۱
هر دم به توام شوق و گرفتاری بیش
شمارهٔ ۴۲
گه رد خاکم نشان و گه در خون آر
شمارهٔ ۴۳
گه شیب نهی پیش من و گاه فراز
شمارهٔ ۴۴
دل پر غم تو دست تهی نیست شده
شمارهٔ ۴۵
چون شمع سرم در قدمم اندازد
شمارهٔ ۴۶
خوارم کردی چه خیزد از خواری خوار
شمارهٔ ۴۷
همچون گویش نه پا و نه سر بایست
شمارهٔ ۴۸
با خاک یکی شدم چه میفرمایی