دفتر شعر
۳۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
در پردهٔ دل جلوهگری کرد آغاز
شمارهٔ ۲
تادین ندهی ز دست در بیهوشی
شمارهٔ ۳
تا باده به کف کرد و خرابی میگشت
شمارهٔ ۴
من دور نیم تو دوری آغاز نهی
شمارهٔ ۵
گر قطره نباشی همه دریا باشی
شمارهٔ ۶
در خاک نشین و غرقِ خون ما را باش»
شمارهٔ ۷
روشن بکن ای یگانهٔ ما آخر
شمارهٔ ۸
هرگز نشوی تا تو توئی همدمِ من
شمارهٔ ۹
پیراهنِ خونینِ دلت خرقه کنیم
شمارهٔ ۱۰
خواری طلب و دگر سرافراز مگرد
شمارهٔ ۱۱
در پرده بدارش که جز او را عزّ نیست
شمارهٔ ۱۲
گاهی ز فلک گه ز زمین مینرسی
شمارهٔ ۱۳
در تیرگی اوفتادهٔ روشن باش
شمارهٔ ۱۴
آن لحظه که در چون و چرا پیوستی»
شمارهٔ ۱۵
تا بنشستی بر درِ ما بی باکی
شمارهٔ ۱۶
جان میسوزیم و تن به خون میفکنیم
شمارهٔ ۱۷
آرام زعقلِ حکمت اندیشم رفت
شمارهٔ ۱۸
بیکار نشسته در چکاری شب و روز
شمارهٔ ۱۹
دردِ همه ساله را دوا خواهی کرد
شمارهٔ ۲۰
جان نعره زنان نثار ما خواهی کرد
شمارهٔ ۲۱
زنّار ز زلفِ دلستانم در بست
شمارهٔ ۲۲
با هم بودن به عیش اولیست امشب
شمارهٔ ۲۳
جان شیفتهٔ زلفِ سرافرازش بود
شمارهٔ ۲۴
گفتا که چه میکنی درین تنهایی