دفتر شعر
۳۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
چون مست شد از پیش براندست مرا
شمارهٔ ۲۶
تیغی به کف آورده برونم میتاخت
شمارهٔ ۲۷
جان نیز ز زلفِ چون کمندش میسوخت
شمارهٔ ۲۸
برخاسته صد فغان هر گوشه که بس
شمارهٔ ۲۹
از خویش به جز هیچ نیابد کم و بیش
شمارهٔ ۳۰
از دوست جدا شدی، چنین میباید
شمارهٔ ۳۱
میشد چو مرا بدید در غرقابی
شمارهٔ ۳۲
وز پرده بدین دست که آورد ترا
شمارهٔ ۳۳
چونست که مستتر ز دوش آمدهای
شمارهٔ ۳۴
در عشق دمِ سرد و دلِ گرمت نیست
شمارهٔ ۳۵
دو کون به هم ز جان و تن بگرفته
شمارهٔ ۳۶
پیش از دو جهان به یک قدم میآیم
شمارهٔ ۳۷
تا می چه کنم که ناتوانی سوزم
شمارهٔ ۳۸
دو کون ز راهِ خویش برنگرفتم