دفتر شعر
۲۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
در حلقهٔ خویش باکناری نهدم
شمارهٔ ۲
رای شکری با همه عالم نزند
شمارهٔ ۳
جانم ز میان جان بدو مشتاق است
شمارهٔ ۴
وز نرگسِ مست تیرِ مژگانم زن
شمارهٔ ۵
هم خطِّ تو از چشمهٔ دل سیراب است
شمارهٔ ۶
جان مست و زبان خموش مینتوان داشت
شمارهٔ ۷
تیرِ مژه جفتِ او سزاوار افتاد
شمارهٔ ۸
دور از رویت دلگسلم میآید
شمارهٔ ۹
صد تیرِ جفا بر دلِ آگاهم زد
شمارهٔ ۱۰
تا چند کنی قصد به جان چندینی
شمارهٔ ۱۱
گه سرکش و گاه سر نهاده عجب است
شمارهٔ ۱۲
بس شور که هر مژهٔ او در سر داشت
شمارهٔ ۱۳
وز نرگسِ مستِ پرفنت میترسم
شمارهٔ ۱۴
آسان ز سرِ وجود برخواهم خاست
شمارهٔ ۱۵
نقدش همه از نرگس تو عین افتاد
شمارهٔ ۱۶
با دانهٔ تو مرغِ دلم همخانه است
شمارهٔ ۱۷
گفتا:به خطا مشک ز من باید خواست
شمارهٔ ۱۸
تیر مژه و کمان ابروی تو نیست»
شمارهٔ ۱۹
ممکن نبود که هیچ غمّاز جهد
شمارهٔ ۲۰
وز هجر تو رخ به اشک میشویم باز