دفتر شعر
۳۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
از پسته نمود خالِ مشک آسا را
شمارهٔ ۲
از هر مژهای خون جگر بگشاید
شمارهٔ ۳
دل تحفه به پیش لب لعل تو کشید
شمارهٔ ۴
چشمِ تو همه میل به مستی دارد
شمارهٔ ۵
حقّا که دریغ دارم از خویشتنت
شمارهٔ ۶
گر زلف تو در وجود معدوم نمود
شمارهٔ ۷
منشور به عمر جاودانی دهدم
شمارهٔ ۸
بس کس که به تو ز راه خواهد افتاد
شمارهٔ ۹
صبر از دلِ من هزار فرسنگ افتاد
شمارهٔ ۱۰
بنمودنِ زلفِ بیقرارت بر من
شمارهٔ ۱۱
رسته ز شکر برون نباتِ لبِ تو
شمارهٔ ۱۲
کانجا دل کس هیچ نسنجد هرگز
شمارهٔ ۱۳
وز خوش بوئی شکوفه یا یاسمنی
شمارهٔ ۱۴
وز کژگوئی راست کمت میافتد
شمارهٔ ۱۵
جانها چو غباری به جهانها ببرد
شمارهٔ ۱۶
اما به هزار و به آهسته بهَست
شمارهٔ ۱۷
خونی است که در میانِ خون خواهی برد
شمارهٔ ۱۸
کز بی برگی بتر ز صد مرگم نیست
شمارهٔ ۱۹
از لعلِ لبت شکر چه میافشانی
شمارهٔ ۲۰
بگرفت مرا دل از جهان بی لبِ تو
شمارهٔ ۲۱
در خون ریزی کام روائی او راست
شمارهٔ ۲۲
همتای تو یک دلبر دلخواه نیافت
شمارهٔ ۲۳
سرگشته و حیرانِ تو میخواهم زیست
شمارهٔ ۲۴
شیرینی خط بر شکرش زور آورد