دفتر شعر
۳۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
شوری است که از شکرستان میخیزد
شمارهٔ ۲۶
هر دم به غمی دگر همی رنجد از او
شمارهٔ ۲۷
ناگه ببرم تا که بیابم دگری»
شمارهٔ ۲۸
با او به یکی بوسه سخن دارم من
شمارهٔ ۲۹
کز تنگی او تنگدل و ممتحنم»
شمارهٔ ۳۰
گفتا: «جان ده که نرخ پنهانی نیست
شمارهٔ ۳۱
گر تو کم یک شکر هم اکنون گیری»
شمارهٔ ۳۲
روی از لب و دندان تو چون گردانم»
شمارهٔ ۳۳
ناخورده شراب، خویشتن میانداخت
شمارهٔ ۳۴
آورد خطی مگر عمل خواهد کرد
شمارهٔ ۳۵
در هر نفسیم ماتمی میسازد