دفتر شعر
۷۷ شعر در این دفتر
جانا! می خور که چون گل تازه شکفتبلبل ره خارکش کنون خواهد گفت
چون جلوهٔ گل ز گلستان پیدا شدبلبل به سخن درآمد و شیدا شد
ای ترک قلندری شرابی در دهجامی دو، می، از بهر خرابی در ده
برخیز که گل کیسهٔ زر خواهد ریختابرش به موافقت گهر خواهد ریخت
چندان که نگاه میکنم هر سوئیاز سبزه بهشت است و ز کوثر جویی