دفتر شعر
۷۷ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۹
مستان شبانه را شراب اندر ده
شمارهٔ ۵۰
دل از شر و شور در شراب افتاده
شمارهٔ ۵۱
میخور که چو می به دل رسد غم بشود
شمارهٔ ۵۲
دریاب چنین وقت گلستان ای دوست
شمارهٔ ۵۳
بر زمزمهٔ هزار دستان ای دوست
شمارهٔ ۵۴
چون برگ ز شاخ عمر ریزان گردیم
شمارهٔ ۵۵
وز غنچه صباش بر مغاک آورده
شمارهٔ ۵۶
برخیز و صبوح کن چرائی غمناک
شمارهٔ ۵۷
خوش باش و بدان که بودنی بود ای دوست
شمارهٔ ۵۸
وز جام پیاپی لبالب توبه
شمارهٔ ۵۹
قصدی دارد به جان پاک من و تو
شمارهٔ ۶۰
شاید که درین دل چو انگشت زنند
شمارهٔ ۶۱
گل روی نمود سوی بستان امشب
شمارهٔ ۶۲
داده به سماع مطربان سمع امشب
شمارهٔ ۶۳
تا می زغم جهان بشوید پاکم
شمارهٔ ۶۴
جانا! می ده که هست تریاک همه
شمارهٔ ۶۵
تا کی گویی که بوی خون میآید
شمارهٔ ۶۶
بی هجر میسَّر شده ایام وصال
شمارهٔ ۶۷
خورشید همی رود سراسیمه ز شب
شمارهٔ ۶۸
اسبابِ شراب مختصر خواهد شد
شمارهٔ ۶۹
فارغ ز فساد و ایمن از کَوْن دهید
شمارهٔ ۷۰
میجست مراد و مینیاسود و نیافت
شمارهٔ ۷۱
روزی به شبی شبی به روزی گذران
شمارهٔ ۷۲
بر نعرهٔ چنگ و نالهٔ نی در ده