دفتر شعر
۴۴ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
از روز دگر سفیدکاری نرود
شمارهٔ ۲۶
درد من و یارم نپسندی ای صبح
شمارهٔ ۲۷
وز خرقه پیروزهٔ تو میگریم
شمارهٔ ۲۸
یک روز دوای دردمندی نکنی
شمارهٔ ۲۹
ای صبح! مشو روز و مرا جان بمسوز
شمارهٔ ۳۰
آنست که پرده داریی خواهی کرد
شمارهٔ ۳۱
گر دست به زلف آن سمن برنبرم
شمارهٔ ۳۲
وان جمله بدین عاشق دل ریش انداز
شمارهٔ ۳۳
از بهر خدا که صبر کن پست امشب
شمارهٔ ۳۴
در کشتن من شروع خواهی کردن
شمارهٔ ۳۵
با عاشقِ دلسوخته هم مذهب باش
شمارهٔ ۳۶
با یار به هم جامِ لبالب بودست
شمارهٔ ۳۷
در خنده زدن شکرفشان هم تو نیی
شمارهٔ ۳۸
بر سیم بری سری کشیدست امشب
شمارهٔ ۳۹
در پرده شدی پردهٔ من نَدْریدی
شمارهٔ ۴۰
من جملهٔ شب حیلهگری آموزم
شمارهٔ ۴۱
شب خوش میکرد آن که به شب آمده بود
شمارهٔ ۴۲
وقت است که امشبیت جان افروزم
شمارهٔ ۴۳
وز بیخوابی میشمرم کوکب را
شمارهٔ ۴۴
تا کی ز درازی تو کوتاهتر آی