دفتر شعر
۱۱۲ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
بس آتش و خون که در جگر از تو مراست
شمارهٔ ۲
با گریه بهم خون جگر خواهم باخت
شمارهٔ ۳
چون ذرّه هزار بی سر و پا از تو
شمارهٔ ۴
چون شمع آرم به روز شبهای دراز
شمارهٔ ۵
میجوشد و گردِ نظرم میگردد
شمارهٔ ۶
دل در غمت استوار خواهم آورد
شمارهٔ ۷
گه چون صبحم با لب پُر خنده کند
شمارهٔ ۸
چون شمع ز سوزِ پا و سر نندیشم
شمارهٔ ۹
دل ناوک دلدوزِ تُرا باید داشت
شمارهٔ ۱۰
ور زنده شود جان به لب آورده شود
شمارهٔ ۱۱
جان جز به ثنای تو قلم مینزند
شمارهٔ ۱۲
از جای شدم ز عشق یک یک جایت
شمارهٔ ۱۳
تا بیتو چرا به خویش نگریستهام
شمارهٔ ۱۴
از دست بشد چگونه دل خوش دارم
شمارهٔ ۱۵
یک لحظه قرار مینگیرم بی تو
شمارهٔ ۱۶
ور ناله کنم در عدمم اندازی
شمارهٔ ۱۷
چون شمع نفس نمیزنم بی سوزی
شمارهٔ ۱۸
وز تو سرِ یک موی خبر یافتمی
شمارهٔ ۱۹
از بس که بسوخت شرمم آمد بی تو
شمارهٔ ۲۰
ره محو شد و رهرو و رهبر بنماند
شمارهٔ ۲۱
بی روی تو چشم از دو جهان دوخته گیر
شمارهٔ ۲۲
چون شمع ز تو سوخته میمانم باز
شمارهٔ ۲۳
دل گشت به صد پاره و صد شد به هزار
شمارهٔ ۲۴
وز آتش دل میان سوزم همه شب