دفتر شعر
۱۱۲ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
در اشک چو شمع غرقه میسوخت مرا
شمارهٔ ۲۶
در سوز بروی دلفروزم زنده
شمارهٔ ۲۷
چون شمع گداختیم و سوز آوردیم
شمارهٔ ۲۸
گر خورشیدی بود زوالی یابد
شمارهٔ ۲۹
چون راه به پای شد ز سر درگیرم
شمارهٔ ۳۰
میگریم و میخندم و میسوزم من
شمارهٔ ۳۱
مه را ز طنابِ آه من خیمه بسوخت
شمارهٔ ۳۲
خونابهٔ خصم بی خرد خواهم خورد
شمارهٔ ۳۳
آتش همه در خرمنِ من خواهد بود
شمارهٔ ۳۴
پس بی خبریم به ز آموختنم
شمارهٔ ۳۵
گر بهتر و گر بتر فروزم بکُشند
شمارهٔ ۳۶
در چنبر حلقِ من رسن خواهد بود
شمارهٔ ۳۷
در سوختن و گریهٔ زار آمدهام
شمارهٔ ۳۸
کاتش دارم چو شمع دایم در جیب
شمارهٔ ۳۹
وز نورِ سوادِ فقر گردم فیروز
شمارهٔ ۴۰
تا کشتنش و سوختنش آموزند
شمارهٔ ۴۱
جاوید خدای ماند ار بنده بمُرد
شمارهٔ ۴۲
برخاسته دل میان خون بنشسته
شمارهٔ ۴۳
وز گریهٔ پیوسته مشوش چون شمع
شمارهٔ ۴۴
هرگز که چنین سوخت کسی بی آتش
شمارهٔ ۴۵
موجود برای غم شدم پنداری
شمارهٔ ۴۶
وز هر سویی که راه جویم ره نیست
شمارهٔ ۴۷
در درد فراق خویشتن میسوزم
شمارهٔ ۴۸
چشمم بشد و گوش به ره میدارم