دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۸۶۹
همچو نقرهست در آتشکده دانشمندی
غزل شمارهٔ ۲۸۷۰
مونس خویش بدیدی دل هر موجودی
غزل شمارهٔ ۲۸۷۱
کی فریبد شه طرار مرا طراری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۲
به خدا کز دل و از دلبر ما بیاثری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۳
سوی دریای معانی که گرامی گهری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۴
که گریزید ز خود در چمن بیخبری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۵
سنگ هم بوی برد نیز که زیباگهری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۶
همه شب عهد کنی روز شکستن گیری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۷
ز آنک جان است و پی دادن جان میلرزی
غزل شمارهٔ ۲۸۷۸
حیله کم کن نگذارم که به فن بگریزی
غزل شمارهٔ ۲۸۷۹
تو به هر نیت خود مسخره ابلیسی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۰
قدحی پر کن از آنکه صفتش میدانی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۱
شکم گرسنگان را تو به نان ترسانی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۲
بر سر و سبلت این خنده زنان خنده زنی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۳
درکشی روی و مرا روی به محراب کنی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۴
چه زند پیش عقیق تو عقیق یمنی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۵
تا به هر جا که روی خوشدل و سرمست روی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۶
یا علی شیر خدا باشی یا خود علوی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۷
کف دریا چه کند خواجه به جز دریایی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۸
میدهد جان خوشی پرطربی پرهوسی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۹
چو منی تو خود خود را کی بگوید چو منی
غزل شمارهٔ ۲۸۹۰
سر فروکن به کرم ای که بر این بالایی
غزل شمارهٔ ۲۸۹۱
اندر او از بشریت بنماید اثری
غزل شمارهٔ ۲۸۹۲
چشمه زندگانی گلشن لامکانی