دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۸۲۹
هر چه کشت افزاست آتش چون بود
غزل شمارهٔ ۸۳۰
درد جانها سوی هامون میرود
غزل شمارهٔ ۸۳۱
ور نه کس را این تقاضا کی رسد
غزل شمارهٔ ۸۳۲
قبله عشاق روی ماه شد
غزل شمارهٔ ۸۳۳
سِر آن چیست هو الله احد
غزل شمارهٔ ۸۳۴
بوی آن جان و جهان میآید
غزل شمارهٔ ۸۳۵
علم از مشک نبندد چه کند
غزل شمارهٔ ۸۳۶
ور نکوبی در هجران چه شود
غزل شمارهٔ ۸۳۷
خلق بین بیسر و پا میآید
غزل شمارهٔ ۸۳۸
غزل شمارهٔ ۸۳۹
یا غیر خاک پایش کس دستگیر باشد
غزل شمارهٔ ۸۴۰
یا خود نبود چیزی یا بود و آن فنا شد
غزل شمارهٔ ۸۴۱
باز آرزوی جانها از راه جان درآمد
غزل شمارهٔ ۸۴۲
ای عاشقان شما را پیغام میرساند
غزل شمارهٔ ۸۴۳
دانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زاید
غزل شمارهٔ ۸۴۴
غوطی خوری چو ماهی در بحر ما چه باشد
غزل شمارهٔ ۸۴۵
بشکست دامها را بر لامکان برآمد
غزل شمارهٔ ۸۴۶
هر سنگ دل در این ره قلب از گهر نداند
غزل شمارهٔ ۸۴۷
از پاک میپذیرد در خاک میرساند
غزل شمارهٔ ۸۴۸
وز روی همچو ماهت در مه شمار ماند
غزل شمارهٔ ۸۴۹
دیدی که جمله رفتند تنها رهات کردند
غزل شمارهٔ ۸۵۰
دیوانگان بندی زنجیرها دریدند
غزل شمارهٔ ۸۵۱
در خانه خیالت شاید که غم درآید
غزل شمارهٔ ۸۵۲
جز نور بخش کردن خود از قمر چه آید