دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۸۰۵
ز سراپرده اسرار خدا میآید
غزل شمارهٔ ۸۰۶
یا نسیمیست کز آن سوی جهان میآید
غزل شمارهٔ ۸۰۷
لحظهای قصه آن غمزه خون ریز کنید
غزل شمارهٔ ۸۰۸
همه از نرگس مخمور تو خمار شدند
غزل شمارهٔ ۸۰۹
نقش گرمابه یکیک در سجود اندرآید
غزل شمارهٔ ۸۱۰
عاشقان با همدگر آمیختند
غزل شمارهٔ ۸۱۱
و آنک کشتستم، حیاتم میدهد
غزل شمارهٔ ۸۱۲
باده نوشان ازل را نوش باد
غزل شمارهٔ ۸۱۳
خواب گربه موش را گستاخ کرد
غزل شمارهٔ ۸۱۴
اندک اندک خوی از ما باز کرد
غزل شمارهٔ ۸۱۵
هم بدزدد هم بخواهد دستمزد
غزل شمارهٔ ۸۱۶
روز را جان بخش جانا روز شد
غزل شمارهٔ ۸۱۷
کهنه دوزان جمله در کار آمدند
غزل شمارهٔ ۸۱۸
مستیان در کوی خمار آمدند
غزل شمارهٔ ۸۱۹
اندک اندک می پرستان میرسند
غزل شمارهٔ ۸۲۰
چون درخت تین که جمله تین کند
غزل شمارهٔ ۸۲۱
ناله از قهرت شکایت میکند
غزل شمارهٔ ۸۲۲
جان جان امروز جانی میکند
غزل شمارهٔ ۸۲۳
غافلانه سوی غوغا میرود
غزل شمارهٔ ۸۲۴
در همه عالم چنین عشقی که دید
غزل شمارهٔ ۸۲۵
کز رسولانش پیاپی شد نوید
غزل شمارهٔ ۸۲۶
عاشقان را عاقبت محمود باد
غزل شمارهٔ ۸۲۷
دولت این عاشقان پاینده باد
غزل شمارهٔ ۸۲۸
رفت یاری زانک محو یار شد