دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۱
ای دل و جان هر طرف چشم و چراغ هر سحر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۲
شیفته و بیخبری چند از این کار
غزل شمارهٔ ۱۰۲۳
ز دستِ یارِ آتشرویِ عالمسوزِ زیبا خور
غزل شمارهٔ ۱۰۲۴
پدر را نیک واقف دان از آن کژبازی مضمر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۵
بداد افیون شور و شر ببرد از سر ببرد از سر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۶
ورچه نه به میدانیم در کر و فریم آخر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۷
در قلعه بیخویشی بگریز هلا زوتر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۸
ای عشق تو را در جان هر دم عملی دیگر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۹
من نیک سبک گشتم آن رطل گران زوتر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۰
بالله که چنین منگر بالله که چنان منگر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۱
همرنگ شوم از تو گر خیر بود گر شر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۲
من با تو نمیگویم ای مرده پار آخر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۳
باز از طرفی پنهان بنموده رخ عبهر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۴
رخ فرخ خود را مپوشان به یکی بار
غزل شمارهٔ ۱۰۳۵
گویی که نَزَد مرگْ تو را حلقه بهدر بر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۶
آخر نظری کن به نظربخش فکر بر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۷
رخساره چون زر ز کجا یابد زردار
غزل شمارهٔ ۱۰۳۸
درآ ای ماه خوبان بار دیگر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۹
لب بامست و مستی هوش میدار
غزل شمارهٔ ۱۰۴۰
نکردی آن چه گفتی یاد میدار
غزل شمارهٔ ۱۰۴۱
ز من مگذر مرا مگذار مگذار
غزل شمارهٔ ۱۰۴۲
اگر باشد تو را از بنده آزار
غزل شمارهٔ ۱۰۴۳
عنان این سو بگردانید آخر
غزل شمارهٔ ۱۰۴۴
به یوسف درنگر در دست منگر