دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۷
جان مست گلستان تو آن گاه خار خار
غزل شمارهٔ ۱۱۱۸
بیتو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار
غزل شمارهٔ ۱۱۱۹
گر با یکی نسازی آید یکی دگر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۰
زین پس مباش ماها در ابر و پرده در
غزل شمارهٔ ۱۱۲۱
مستیم و عاشقیم و خماریم و بیقرار
غزل شمارهٔ ۱۱۲۲
زیرا برهنهای تو و اندیشه زمهریر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۳
با رخ چون آفتاب سایه نماید نگار
غزل شمارهٔ ۱۱۲۴
بر مثل ذرهها رقص کنان پیش یار
غزل شمارهٔ ۱۱۲۵
چونک ببردی دلی باز مرانش ز در
غزل شمارهٔ ۱۱۲۶
روی مگردان که من یک دلهام نی دوسر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۷
روحک روح البقا حسنک نور البصر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۸
گفتم بهر خدا یک دمه آهسته تر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۹
آب حیاتست عشق، در دل و جانش پذیر
غزل شمارهٔ ۱۱۳۰
با فرح وصل دوست با قدح شهریار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۱
آه ندارم گهر گفت نداری بخر
غزل شمارهٔ ۱۱۳۲
چونک ببردی دلی، پردهٔ او را مدر
غزل شمارهٔ ۱۱۳۳
نه منکرت بگذارد نه بر سر اقرار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۴
که رخت عمر ز کی باز میبرد طرار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۵
ز هر کجا که دهد دست جام جان دست آر
غزل شمارهٔ ۱۱۳۶
خطی که فاعتبروا منه یا اولیالابصار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۷
گرفته هر دو جهان از کنار تا به کنار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۸
بر آب دیده و خون جگر گرفت قرار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۹
که در دو پنجه شیری تو ای عزیز شکار
غزل شمارهٔ ۱۱۴۰
برآمدیم چو خورشید با صد استظهار