دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۳
دغلی لاف زنی سخره کنی بس عیار
غزل شمارهٔ ۱۰۹۴
نیست در دین و دنیا همچو تو یار دیگر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۵
گفت کز دریا برانگیزان غبار
غزل شمارهٔ ۱۰۹۶
جان بده در عشق و در جانان نگر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۷
بند بشکن ره عیانست ای پسر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۸
رنگ من بین نقش برخوان ای پسر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۹
وز درون جان جمله باخبر
غزل شمارهٔ ۱۱۰۰
بس که میکرد او جهان زیر و زبر
غزل شمارهٔ ۱۱۰۱
چشم بگشا چشم خمارش نگر
غزل شمارهٔ ۱۱۰۲
روح را با صورت اسما چه کار
غزل شمارهٔ ۱۱۰۳
چون مرا دیوانه کردی گوش دار
غزل شمارهٔ ۱۱۰۴
بر جمال یوسفی تابی دگر
غزل شمارهٔ ۱۱۰۵
میخرامد همچو مه یک پاره نور
غزل شمارهٔ ۱۱۰۶
بنده را هر لحظه از بالا مگیر
غزل شمارهٔ ۱۱۰۷
تا نیفتد بر جماعت هر نظر
غزل شمارهٔ ۱۱۰۸
دفع غم را تو ز اسرار بیار
غزل شمارهٔ ۱۱۰۹
داروی درد دل تنگ بیار
غزل شمارهٔ ۱۱۱۰
وز رخش شمس و قمر را چه خبر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۱
باده نکوست لیکن ساقی ز می نکوتر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۲
چون چشمه روانه مطهر مطهر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۳
وی کیمیای کانها کانی و چیز دیگر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۴
ای آنک آن تو داری آنی و چیز دیگر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۵
وی آنک در ضمیری آنی و چیز دیگر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۶
هر کس به لایق گهر خود گرفت یار