ناهید
جلال الدین محمد مولوی

راز را اندر میان نه وامگیر

غزل شمارهٔ ۱۱۰۶

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

راز را اندر میان نه وامگیر

بنده را هر لحظه از بالا مگیر

تو نکو دانی که هر چیز از کجاست

گر خطاها رفت آن از ما مگیر

روستایی گر بوم آن توام

روستایی خویش را رستا مگیر

چون مرا در عشق‌ست ا کرده‌ای

خود مرا شاگرد گیر ستا مگیر

تو مرا از ذوق می‌گیری گلو

تا بنالم گویمت آن جا مگیر

سوی بحرم کش که خاشاک توام

تو مرا خود لایق دریا مگیر

از الست آمد صلاح الدین تمام

تو ورا ز امروز و از فردا مگیر

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها