دفتر شعر
۵۵ شعر در این دفتر
ای فیض بسی موعظه گفتی گفتیبس گوهر بینظیر سفتی سفتی
یا رب جان را غذای دانش دادیدل را دادی ز فیض دانش شادی
تو یار مرا ندیدهای معذوریزان روی گلی نچیدهای معذوری
نی اهل دلی که بشنوم زو رازینی هم نفسی که باشدم دمسازی
ملا به تو بحث و گفتگو ارزانیصوفی به تو وجد، های و هو ارزانی
ای نسخهٔ اصل خوبی و یکتائیسرچشمه آبروی هر زیبائی
ای حسن تو مجموعهٔ هر زیبائیوز هر دو جهان ز عشق تو شیدائی