دفتر شعر
۷۷ شعر در این دفتر
در جهان هرکه بینی از که و مههمه دربند آنکه فردا به
بود در عهد ما شهی کافرنام او در جهان به عدل شمر
باز دیدم که ظالمان بودنددر جهان هفتهای نیاسودند
عدل شمعی بود جهانافروزظلم شه آتشی ممالکسوز
ای دریغا که در زمانهٔ ماهزل آید به کارخانهٔ ما