دفتر شعر
۵۳ شعر در این دفتر
چون سر زلف شب به دست آمدقرص خورشید را شکست آمد
آه ازین منزلی که در پیشستکه گذرگاه شاه و درویشست
شکر لله که این خجسته کلامشد به کام دل شکسته تمام
کرکسی ژاژخای بیمعنیبا همایی فتاد در دعوی
کردگارا به بینیازی خویشبه کریمی و کارسازی خویش