دفتر شعر
۱۵۰ شعر در این دفتر
ای آنکه گشاد کار خواهیدر حضرت دوست بستگی جوی
شرح خاموشیت باید از زبان دل شنوکز زبان هر زبان هر دل ندارد آگهی
ای خواجه به نزد شحنه امروزاز عهدهٔ جرم برنیایی
هر آن دیار که باشد ز اهل دل خالیبود چو گوشهٔ ویرانه بدترین جایی
یکی را دیدم اندر ری که دایمهمی نالید از درد جدایی
ای دریغا خلق عالم بیشتر طفلند طفلکز برای خنده میخواهند شیرین قصهای