دفتر شعر
۳۵ شعر در این دفتر
در راه خدا بسی دویدیمتا باز به خدمتش رسیدیم
دم به دم دم از ولای مرتضی باید زدندست دل در دامن آل عبا باید زدن
ای دل ار عاشقی بیا از جاندلبر از جان بجو ز جان جانان
نقش رویش خیال تا بستهاین چنین کس خیال نابسته
ظهوری لم یزل ذاتی بذاتیجمالی لایزال من صفاتی
حبیبی سیدی یا ذالمعالیسوالله عند شمسی کالظلالی
آن امیرالمؤمنین یعنی علیوان امام المتقین یعنی علی
جام گیتی نما علی ولیمعنی انبیا علی ولی
هر که دارد با علی یک مو شکینزد شیر حق بود چون موشکی
گر در این بحر آشنا یابیعین ما را به عین ما یابی
خرد پیمانهٔ انصاف اگر یک بار برداردبپیماید هر آن چیزی که دهقان زیر سر دارد