دفتر شعر
۱۵۶۴ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱
پیر ما هم جوان شَود به خدا
غزل شمارهٔ ۲
نعمت از الله کی باشد جدا
غزل شمارهٔ ۳
خواه گو خرقه پوش و خواه قبا
غزل شمارهٔ ۴
وز همه برگزیده ایم تو را
غزل شمارهٔ ۵
از در میخانهٔ ما خوش درآ
غزل شمارهٔ ۶
عاشقانه خوش بیا با ما برآ
غزل شمارهٔ ۷
در آن سرا قدمی نه در آن سرا به سرآ
غزل شمارهٔ ۸
راه بی رهبر چه کار آید مرا
غزل شمارهٔ ۹
یار من محروم کی ماند مرا
غزل شمارهٔ ۱۰
خود کجا آزار مردم ای عزیزان ، من کجا
غزل شمارهٔ ۱۱
آفتابی می نماید مه لقا
غزل شمارهٔ ۱۲
الصلا هر که عاشق است صلا
غزل شمارهٔ ۱۳
صحبت صاحبدلان است الصلا
غزل شمارهٔ ۱۴
گل ما بی حد است و شکّر ما
غزل شمارهٔ ۱۵
تشنگان دانند قدر آب ما
غزل شمارهٔ ۱۶
دُرد دردش نوش کن گر می بری فرمان ما
غزل شمارهٔ ۱۷
از دریغا دلبر سر مست ما
غزل شمارهٔ ۱۸
نظری کن به نور او در ما
غزل شمارهٔ ۱۹
ما و درویشی و درویشی ما
غزل شمارهٔ ۲۰
عین ما جو به عین ما از ما
غزل شمارهٔ ۲۱
لاجرم باشد حجاب ما ز ما
غزل شمارهٔ ۲۲
بیابی آبروی ما اگر آئی در این دریا
غزل شمارهٔ ۲۳
آن هویت طلب کن از اشیا
غزل شمارهٔ ۲۴
جان و جانان ماست سید ما