دفتر شعر
۱۰۱ شعر در این دفتر
نهاده کشور دل باز رو به ویرانیکه دیده مملکتی را بدین پریشانی
نصیحتی است اگر بشنوی زیان نکنیکه اعتماد بر اوضاع این جهان نکنی
ای کمانابرو به عاشق کن ترحم گاه گاهیور نه روزی بر جهد از قلب مسکین تیر آهی
صبا ز طرهٔ جانان من چه میخواهیز روزگار پریشان من چه میخواهی؟
ای تازه بهار نغز و زیباییاندر خور دیدن و تماشایی