دفتر شعر
۶۹۹۵ شعر در این دفتر
عشقبازان را طرف بسیار پیدا می شودکار اگر عشق است پر همکار پیدا می شود
کی به ناخن از دل غمگین گره وا می شود؟دست چون افتاد از کار این گره وا می شود
محنت امروز، فردا جمله راحت میشوداشک خونین آب صحرای قیامت میشود
زر و بال منعمان روز قیامت میشودعاقبت هر فلس ماهی داغ حسرت میشود
هر که را غمخوار گردی غمگسارت می شودپرده بر هر کس که پوشی پرده دارت می شود
بعد عمری گر وصال او میسر میشودشرم پیش چشم من سد سکندر میشود
زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر میشودچون زمین افتاد قابل دانه گوهر میشود
سبزه زنگار در تیغ تو جوهر میشودکف درین دریای گوهرخیز عنبر میشود
گر شکر در جام ریزم زهر قاتل میشودچون صدف گر آب نوشم عقده دل میشود
جان بیمغزان به خاک تیره واصل میشودکاروان کف بیابان مرگ ساحل میشود
دل به تن یکرنگ چون گردید باطل میشودگوهر از گرد کسادی مهره گل میشود
دل خراب از خندهٔ پنهان آن گل میشودسنگ این مینای خالی پرتو مل میشود
گلشن حسن از بهار عشق خرم میشوداشک بلبل رنگ چون گرداند شبنم میشود
میشود عارف خجل نادان چو ملزم میشودمیکشد ناموس عالم هرکه آدم میشود
هر چه در دل نقش بندد آدمی آن می شودخاک مجنون زود بازیگاه طفلان می شود
از گلستانی که بلبل روی گردان می شودشبنم رخسار گل اشک یتیمان می شود
هستی ظاهر حجاب قرب یزدان می شودذره اینجا پرده خورشید تابان می شود
جان زترک جسم چون گوهر فروزان می شودچون بخار از گل برآید ابر نیسان می شود
زودتر دل جمع گردد چون پریشان می شودچون شود سی پاره قرآن ختم آسان می شود
گر ز ریحان خواب بیدردان به سامان می شودخواب من آشفته زان خط چو ریحان می شود؟
عاقبت کار نظربازان به سامان می شودگرد مجنون سرمه چشم غزالان می شود
کار ما از ساغر پرمی به سامان می شودمجلس ما از گل ابری گلستان می شود
در زمستان باغ اگر از برگ عریان می شودبرگ عیش خلق افزون در زمستان می شود