دفتر شعر
۶۹۹۵ شعر در این دفتر
از انقلاب دهر نیفتم ز اعتبارگرد یتیمی گهرم، چون شوم غبار
درویش را ز خرقه صد پاره نیست عارمحضر به قدر مهر بود صاحب اعتبار
دل راز سینه درنظر دلستان برآرآیینه پیش یوسف از آیینه دان برآر
در زیر خرقه شیشه می را نگاه داراین ماه را نهفته در ابر سیاه دار
از بیغمان جمیله غم را نگاه داراز چشم شور دردوالم را نگاه دار
ای دل عنان توسن طاقت نگاه دارپاس شکوه عشق و محبت نگاه دار
یارب مرا زپوتو منت نگاه دارشمع مرا ز دست حمایت نگاه دار
پیکان یار را به دل و جان نگاه دارتاممکن است عزت مهمان نگاه دار
از بوسه ظلم بر رخ جانان روا مدارسیلی به روی یوسف کنعان روا مدار
سنجیدگی ز هیچ سبکسر طمع مداراز بادبان گرانی لنگر طمع مدار
عارف ز نه سپهر چو صرصر کند گذارچون برق ازین سیاهی لشکر کند گذار
خشتی به خیر چون خم می بر زمین گذاردیگر قدم به قصر بهشت برین گذار
داغ است برگ عیش گلستان روزگاردود دل است سنبل و ریحان روزگار
بیرون میا ز گوشه میخانه در بهارلب بر مدار از لب پیمانه دربهار
ای زلف و عارض تو ز هم دیده زیب ترخطت ز خال و خال ز خط دلفریب تر
ای زلفت از کمند تمنابلند ترمژگان ز زلف و زلف ز بالا بلندتر
از خط سبز چهره شود آبدارتردر نو بهار، صبح بود بی غبارتر
ویرانه های کهنه بود جای مور و ماردر طبع پیر حرص و تمناست بیشتر
نادان ز حرص درتب و تاب است بیشتردر شوره زار موج سراب است بیشتر
از سعی، کار عشق شود خام بیشترپیچد به مرغ بال فشان دام بیشتر
در سینه های تنگ بود آه بیشتریوسف کند طلوع ازین چاه بیشتر
ای چشمت از غزال ختن خوش نگاه تراز روز عاشقان شب زلفت سیاه تر
ای زلف و خط و خال تو از هم کشنده ترمژگان ز چشم و چشم زابرو زننده تر