دفتر شعر
۱۴۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۴
هما ایرا مبارک شد که قوتش استخوان باشد
شمارهٔ ۲۵
عاشق شود کسیکه بروی تو بنگرد
شمارهٔ ۲۶
بروی روز بر از تیره شب نگار که کرد
شمارهٔ ۲۷
مرمر ز برش خیزد شکر ز لبش بارد
شمارهٔ ۲۸
زیر خاک مغاک باید شد
شمارهٔ ۲۹
قطره ای خون ازان برون ناید
شمارهٔ ۳۰
یک کوزه آب ازو بزمان تیره گون شود
شمارهٔ ۳۱
که با منش دائم به پیکار کار
شمارهٔ ۳۲
ز چشم دلارام روز خمار
شمارهٔ ۳۳
فرستد بدو آفتاب اسکدار
شمارهٔ ۳۴
بیارامیده در عالم چو مؤمن در حق شیذر
شمارهٔ ۳۵
ز دست دلبران باده در این هرمرد شهریور
شمارهٔ ۳۶
که بد خانه ای مستقر و مقر
شمارهٔ ۳۷
هی بدادی تا آدمی نماند فقیر
شمارهٔ ۳۸
سرو و لاله کناغ کرد و زریر
شمارهٔ ۳۹
ستایشگاه شعر و خطبه تا حشر
شمارهٔ ۴۰
چو فردوس برین شد هفت کشور
شمارهٔ ۴۱
بر افغانان و بر گبران کهبر
شمارهٔ ۴۲
شکار واشه ونج است و کبوتر
شمارهٔ ۴۳
بi تن فربه، میان چون موی لاغر
شمارهٔ ۴۴
خورد تشویر ها برج دو پیکر
شمارهٔ ۴۵
بجنباند عنان خنگ زیور
شمارهٔ ۴۶
که سرخ بود به نیسان و زرد گشت بمهر
شمارهٔ ۴۷
چو گرد باد همی گشت از یمین و یسار