دفتر شعر
۱۴۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۸
ازین : جغاله جغاله وز آن : قطار قطار
شمارهٔ ۴۹
تو بر پلنگ شخ و بر نهنگ دریا بار
شمارهٔ ۵۰
همی بخندد بر ابر لالۀ گلزار
شمارهٔ ۵۱
برامش تو ز گیتی برون شدی تیمار
شمارهٔ ۵۲
از آنکه کرد مر این را عزیز و آنرا خوار
شمارهٔ ۵۳
چنان کجا برود فوج فوج موج بحار
شمارهٔ ۵۴
بهار چین و شکفته در او نهفته بهار
شمارهٔ ۵۵
بتابش اندر نقاش گردد و عطار
شمارهٔ ۵۶
چرا همیشه بتیمار خواهدم هموار
شمارهٔ ۵۷
چرا ز دود بسوزد همی دل من زار
شمارهٔ ۵۸
نه او بطبع چنانست ازو شگفت مدار
شمارهٔ ۵۹
بودشان در شکنج زلف رخ چون ماه جوشن ور
شمارهٔ ۶۰
ار سرو سنگ دل بود و بت حریر بر
شمارهٔ ۶۱
آبنفع و بادصولت، هم تو هفتی هم چهار
شمارهٔ ۶۲
گر برافتد سایهٔ شمشیر تو بر کوکنار
شمارهٔ ۶۳
بدان صفت که نماند بجز بیک دیگر
شمارهٔ ۶۴
نیست آزر باد پس چون باغ ازو شد پرنگار
شمارهٔ ۶۵
گیای کو به چنان بود چون گیای شکر
شمارهٔ ۶۶
کی آرد آن همه دینار و آن همه زیور
شمارهٔ ۶۷
چو دلهرا بخرو و دو صد هزار دگر
شمارهٔ ۶۸
سرش نپیچد از این آب کند و لوره وخر
شمارهٔ ۶۹
همیشه باید گشتن چو بر سپهر اختر
شمارهٔ ۷۰
گهی بشد ز ره هفتخوان بمازندر
شمارهٔ ۷۱
نشانش چون کند از باز پیش در لوکر