دفتر شعر
۱۰۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
بی خدمت تو کرد طلب حشمت و آب
شمارهٔ ۲
دارم دل جوشان چو بر آتش سیماب
شمارهٔ ۳
از دیده و دل همی زدی آتش و آب
شمارهٔ ۴
کز رنج خمار او به جان نتوان رست
شمارهٔ ۵
بر وی همه بیداد جهان یکسره هست
شمارهٔ ۶
کاندر رگت آویخت چو ماهی در شَست
شمارهٔ ۷
در سستی دست از تو چرا دارم سست؟
شمارهٔ ۸
خوش خوش مگر از تو دست بتوانم شست
شمارهٔ ۹
اشک چشمم بهر نثار غم تست
شمارهٔ ۱۰
آسوده ز کفر و دین و از نیک و بدست
شمارهٔ ۱۱
وز فرقت او رخم چو دینار شدهست
شمارهٔ ۱۲
در سمع فلک لفظ ثنای تو بسست
شمارهٔ ۱۳
وین برف پرنده در هوا بس سُبُکست
شمارهٔ ۱۴
جان ابدی به نام تاج الملکست
شمارهٔ ۱۵
یک نیمهٔ او هجده بود این چونست؟
شمارهٔ ۱۶
با دشمن من همی زید در یک پوست
شمارهٔ ۱۷
شمشیر تو بر شیر بدارند پوست
شمارهٔ ۱۸
بازم خر ازین به لطف یک بار، ای دوست
شمارهٔ ۱۹
در جان من از شادی خصم تو غمیست
شمارهٔ ۲۰
پیدا بر تو هر چه فلک راست نهفت
شمارهٔ ۲۱
خشنود شدم از تو به پیدا و نهفت
شمارهٔ ۲۲
من گوهر راز خود نمیدانم سفت
شمارهٔ ۲۳
خونم ز دو چشم و خوابم از دیده برفت
شمارهٔ ۲۴
گرینده ندیمان و غریوان خَدَمت