دفتر شعر
۱۰۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۷۳
بر لوح قلم رفت بدین فرخ فال
شمارهٔ ۷۴
بر رای تو موقوف شود شغل عجم
شمارهٔ ۷۵
بس دیده بر این خیال بگماشتهام
شمارهٔ ۷۶
با عشق تو یار پایدار تو منم
شمارهٔ ۷۷
هر لحظه به شکل دگرت میبینم
شمارهٔ ۷۸
با زهر سخن های تو تریاک شوم
شمارهٔ ۷۹
پروین ز سرشک دیده بر جامه نهم
شمارهٔ ۸۰
بازیدن عشق تو امید اندر بیم
شمارهٔ ۸۱
کز حسن و جمال چون تو ممشوق نیَم
شمارهٔ ۸۲
تا بی خبرم از تو، نه پیدا نه نهان
شمارهٔ ۸۳
دشواری منِ خوار شود، سخت آسان
شمارهٔ ۸۴
وی سیرت تو یار موافق بودن
شمارهٔ ۸۵
از داد خدا بترس و بیداد مکن
شمارهٔ ۸۶
خالی ز گل و مل تو باغ دل من
شمارهٔ ۸۷
باری سخنی ز بهر مردان بشنو
شمارهٔ ۸۸
آغاز همی کند خط دلگز تو
شمارهٔ ۸۹
دل برکنم، ای صنم، به یک راه از تو
شمارهٔ ۹۰
گیرم کهم جان و دل، نگیرم کمِ تو
شمارهٔ ۹۱
در خواب ندید کس خلاف من و تو
شمارهٔ ۹۲
در چشم خرد فکنده خاک از پی تو
شمارهٔ ۹۳
آدم شده محتشم ز فرزندی تو
شمارهٔ ۹۴
.......................................
شمارهٔ ۹۵
در هر نفس از سینه بر آرم سُدهای
شمارهٔ ۹۶
یعنی خط اگرچه خوش نبود آوردی