دفتر شعر
۴۶۷ شعر در این دفتر
ای مبارک فخر امت ای همایون مجددینای سزای آفرین از خالق خلقآفرین
از آن دندان چون پروین مرا شد دیده پر پروینوزان رخسار چون نسرین مرا شد دیده چون نسرین
دو محمد آفرید ایزد سزای آفرینآن رسول راستان این پادشاه راستین
خدایگان زمان است و شهریار زمینسپاهدار جهان است و پهلوان گزین
زباغ و راغ به آسیب لشکر تِشرینگرفت راه هزیمت سپاه فروردین
تو راست روی چو نسرین تازه ای بتچینمراست از غم عشق تو روی چون نسرین
آن بت که هست چهرهٔ خور پیش او رهینصد حلقه دارد از سه طرف هر طرف یمین
همی فرازد دولت همی فزاید دینقوام دین هدی و نظام ملک زمین
زهی خجسته و فرخنده باد فروردینبه فرخی و خوشی آمدی زخلد برین
ایا معزی برهانی این جمال ببینکه با ولایت صاحبقران شدست قرین
باد میمون و مبارک بر شه روی زمینعید و دیدار امامالحق امیرالمومنین
چنانکه ناصر دین هست پادشاه زمیننظام دین هدی هست کدخدای گزین
نگاه کرد خدای اندر آسمان و زمینرقم کشید ز قدرت بر آسمان و زمین
دو چشم تو هستند فتّان و جادودل و دین نگه داشت باید ز هر دو
سمنبری که فسونگر شدست عبهر اوهمی خلد دل من عبهر فسونگر او
آن جهانداری که اصل دولت است ایام اوحجت فتح و دلیل نصرت است اعلام او
آمد رسول عید و مه روزه نام اوفرخنده باد بر شهگیتی سلام او
تا دین مصطفی است تو هستی قوام اوتا ملک پادشاست تو هستی نظام او
ای روزگار ساخته آموزگار توروز جهان برآمده در روزگار تو
ای آسمان مُسَخّر حکمِ روانِ توکیوانِ پیر بندهٔ بخت جوان تو
ای تخت و گاه پادشهی جایگاه توآراسته است مملکت از تخت و گاه تو
ای چرخ پیر بندهٔ تدبیر و رای توای اختران چرخ همه خاک پای تو
ای صدر دین و نصرت دین در بقای تووی فخر ملک و رونق ملک از لقای تو
نوبهار و آفتابی ای مبارک پادشاهنوبهار ملک و دین و آفتاب تخت و گاه